سلام
حتما می دونید که چند سال پیش صدا و سیما چند تا پروژه «الف» رو کلید زد ، «روزگار قریب» ، «یوسف پیامبر» ، «در چشم باد» ، «مختار نامه» ، «کلاه پهلوی». از بین این سریال ها «یوسف پیامبر» که اصلا قابل بحث نیست و به نظرم هیچ چیزی برای خراب کردن یه داستان زیبا کم نداشت. «روزگار قریب» هم که یکی از بهترین و ماندگار ترین آثار سیما بود که آقای کیانوش عیاری کارگردانیش کرده بود. برای سنجیدن عیار «کلاه پهلوی» و «مختار نامه» هم باید صبر کرد تا پخش بشن. اولی هنوز فیلمبرداریش تموم نشده اما دومی بعد از ماه رمضان پخش می شه.
من اصلا تو حدو اندازه اظهار نظر در باره شاهکار استاد جعفری جوزانی نیستم ، اینجا هم فقط می خوام نظر خودم به عنوان کسی که فیلم و سریال زیاد می بینه راجع به «در چشم باد» بگم. شاید خیلی از شماهایی که دارین این مطلب می خونین اصلا از این سریال خوشتون نیومده باشه اما من عاشقش بودم . وقتی دوباره و بدون هیچ عجله ای دیدمش ، خیلی بیشتر به ارزش ها و ریزه کاری های این اثر بی نظیر پی بردم .سریالی که هم حماسه بود ، هم رمنس داشت ، هم اجتماعی بود ، هم به فرهنگ زندگی مردم عادی می پرداخت . بالاتر از همه این ها ، یک روایت تاریخی بدون هیچ غرض ورزی بود و کاملا بی طرف به شخصیت های تاریخی می پرداخت .داستان و شخصیت پردازی های عالی .صحنه آرایی و میزانسن های بی نظیر که من واقعا از دیدنشون سیر نمی شم، مثل مجلس عروس عباس یا مجلس ختم اسد و بیژن (پایین افتادن لاله اسکندری از پنجره یادتون هست ؟!!). دیالوگ های موزون و بی نقص که آدم رو یاد کارهای استاد مرحموم علی حاتمی می انداخت. بازی های خیره کننده بازیگران اصلی مثل پارسا پیروزفر و کامبیز دیرباز. حضور چهره های شاخص سینما و تئاتر مثل سعید راد(رضا شاه) و محمود استاد محمد (ید الله یه گوش). استفاده از تکنیک های نوین سینما مثل پرده آبی (نبرد هواپیماها). جلوه های ویژه میدانی واقعا کم نظیر مثل صحنه های نبرد ساحلی تو بندر پهلوی یا جنگ با عراق که آدم رو یاد فیلم دوئل می انداخت.موسیقی استاد حسین علیزاده .و کلی ویژگی دیگه که اگه بخوام همش رو بگم حتما حوصله تون سر می ره.البته هیچ کاری بی نقص نیست . ریتم کند سریال و اصرار بیش از حد برای نشون دادن فرهنگ عامه مثل نزدیک ده دقیقه خیمه شبازی یا نشون دادن قسمت های طولانی ای از فیلم های برباد رفته و پدرخوانده که واقعا نمی دونم چرا اینقدر روشون تاکید داشتن.و البته بی دقتی هایی که در قسمت های بعد از انقلاب صورت گرفته بود. اما باز هم هیچ کدوم از این ها چیزی از ارادت من به استاد جعفری جوزانی کم نمی کنه. خلاصه ، حالاحالاها نباید منتظر یه همچین سریالی از سیما باشیم.

به شکل گرفتن سه رنگ پرچم ایران دقت کنید. یکی از هزار ریزه کاری که تو سینما و تلویزیون خیلی کم می بینیم و این سریال جور همشون رو کشید

رضا شاه – سعید راد

یه سریال دیگه که هم که من به طرز عجیبی باحاش حال کردم و دوباره این تابستون کامل نگاهش کردم ، «زیر تیغ» محمدرضا هنرمند بود . محمدرضا هنرمندی که تا قبل از اون با فیلم های کمدی مثل مرد عوضی ، عزیزم من کوک نیستم می شناختمش و وقتی که همچین سریال تراژیکی رو ازش دیدم باورم نمی شد که این کار مال همون کارگردانه. اول کار حضور بازیگرهایی مثل پرویز پرستویی و فاطمه معتمدآریا و آتیلا پسیانی و سیاوش طهمورث یاعث نشستن من پای سریال شد اما بعد از چند قسمت که داستان ماجرا افتاد رو غلتک ، همه چی رو زیر سایه خودش گرفت. استیصال و عذاب وجدان رو هیچ کسی مثل پرویز پرستویی نمی تونست این قدر خوب دربیاره. بازی عالی بازیگرهایی مثل فریبا جدیکار(مادر رضا) و نگار جواهریان (اون موقع هنوز به این شهرت امروزش نرسیده بود) و حتی شبنم مقدمی (زن خسرو) وقتی که اومده بود خونه محمود (پرویز پرستویی) رو اصلا نمی شه فراموش کرد. اما بدون شک بهترین بازی سریال مال هوشنگ توکلی (دایی) بود ، منولوگش تو دادگاه رو که از یادتون نرفته. موسیقی واقعا شاهکار استاد حسین علیزاده که اصلا جای هیچ حرفی نمیذاره ، هر وقت که تیتراژ سریال رو نگاه می کنم سر جام میخکوب می شم .تنها مشکل سریال پیان بندیش بود که به نظرم خواسته بودن سر هم بندیش کنن.

هوشنگ توکلی تو هر صحنه ای که بود ، صحنه رو مال خودش می کرد

پرویز پرستویی ثابت کرد که سوپر استار بودن یعنی چی
می دونم که الان از خودتون می پرسین که این کیه دیگه که lost و prison break رو ول کرده و سریال ایرانی نگاه می کنه. خب چی کار کنیم دیگه ، سلیقه س.
ممنون که تا آخر باهام بودین.
یاعلی