۹۰ / ۰۹ / ۱۴

آخرش که چی؟

سلام

بیشتر از یه سال از آخرین پستی که گذاشتم میگذره، شاید دوباره نوشتم، نمی دونم

آخرش که چی؟ واقعا آخرش که چی ؟



۸۹ / ۰۷ / ۱۱

بعد از گذشت روزها

سلام

خیلی وقت بود پست نذاشته بودم ، دلم واسه وبلاگم و نظرای شما خیلی تنگ شده بود.

قرار بود جمعه بریم کوه که اول قرار بود ۱۱ نفر باشیم اما شب قبلش ۵ نفر پشیمون شدن و گفتن که نمیان. صبح حرکت هم ۲ نفر نتونستن خودشون رو از رخت خواب بکنن ولی هم اتاقیمون (وحید) به جاشون اومد در نتیجه ۵ نفر شامل من ، کیوان ، امیرحسین ، علیرضا (برادر امیر) و وحید به سمت «گلاب دره» راه افتادیم. شیب تندی داشت و کلی نفسمون رو گرفت ، وقتی که رسیدیم باغ شاطر (محوطه ای که برای اتراق تعبیه شده بود) ما هم پهن زمین شدیم . کیوان و وحید همون جا نشستن و ما هم سه نفری به سمت چشمه ای که از یه آشنا شنیده بودیم راه افتادیم ، یه ۲ ساعتی رفتیم ، تقریبا پشیمون شده بودیم و می خواستیم برگردیم که یه پیرمرد سرزنده رسید بهمون و کلی امید داد که داریم می رسیم. هرچی بالاتر می رفتیم ، می گفت : «دیگه رسیدیم ، چیزی نمونده». به همین ترفتد تقریبا یه ساعت حاج قاسم ما رو دنبال خودش کشوند و رسیدیم به اتاقکی که بیشتر شبیه غار بود. نمی دونید رسیدن به آب زلال و خنک اون چشمه چه قدر خستگی رو از تنمون بیرون کرد. حاج قاسم کلی برامون خاطره تعریف کرد و کلی با هم خندیدیم .توی اون اتاقکش همه چیز داشت. گفت که ۵۵ سالشه و از بچه هاش و اتفاق هایی که توی کوه براش اقتاده گفت برامون.ما نمی خواستیم بیشتر از این مزاحمش بشیم اما خودش کلی اصرار کرد که چای آتیشی و یه دونه سیب زمینی رو که داشت، مهمونش بشیم. خیلی بودن باهاش لذت بخش بود ، شماره تلفنش رو  گرفتیم که اگه خدا خواست باز هم در خدمتش باشیم. 

دو تا جشن تولد تو هفته ای که گذشت داشتیم . خیلی خوش گذشت . تولد کیوان و بیتا که به هر دوشون دوباره تبریک می گم.

 

توی جشن کیوان یه مهمون ویژه داشتیم . آقا صالح (برادر صمیم) که متاسفانه عکسی که ایشون هم توش بود به علت ناشی بودن عکاس با لرزش دست همراه شده بود و نتونستیم حضور ایشون رو توی جمعمون ثبت کنیم. ان شاء الله باز هم در خدمتشون باشیم.

تا بعد ، یاعلی



۸۹ / ۰۶ / ۰۹

از اصفهان با عشق

سلام

الان که این مطلب رو می نویسم ، همه مون از اصفهان برگشتیم.جای همه دوستان خالی، ای کاش می تونستیم همه با هم بریم. باز هم از کیوان و خانواده ش به خاطر این میزبانی بسیار ممنونیم، خیلی اذیتشون کردیم. ان شاءالله بتونیم جبران کنیم.

عکس و فیلم زیاد گرفتیم ، اما اینجا نمی شه همش رو منتشر کرد پس لطفا همین چند تا رو از من قبول کنید.

برای دیدن عکس ها تو سایز اصلی روی عکس ها کلیک کنید.

 



۸۹ / ۰۵ / ۲۹

من و سریال

سلام

حتما می دونید که چند سال پیش صدا و سیما چند تا پروژه «الف» رو کلید زد ، «روزگار قریب» ، «یوسف پیامبر» ، «در چشم باد» ، «مختار نامه» ، «کلاه پهلوی». از بین این سریال ها «یوسف پیامبر» که اصلا قابل بحث نیست و به نظرم هیچ چیزی برای خراب کردن یه داستان زیبا کم نداشت. «روزگار قریب» هم که یکی از بهترین و ماندگار ترین آثار سیما بود که آقای کیانوش عیاری کارگردانیش کرده بود. برای سنجیدن عیار «کلاه پهلوی» و «مختار نامه» هم باید صبر کرد تا پخش بشن. اولی هنوز فیلمبرداریش تموم نشده اما دومی بعد از ماه رمضان پخش می شه.

من اصلا تو حدو اندازه اظهار نظر در باره شاهکار استاد جعفری جوزانی نیستم ،  اینجا هم فقط می خوام نظر خودم به عنوان کسی که فیلم و سریال زیاد می بینه راجع به «در چشم باد» بگم.  شاید خیلی از شماهایی که دارین این مطلب می خونین اصلا از این سریال خوشتون نیومده باشه اما من عاشقش بودم . وقتی دوباره و بدون هیچ عجله ای دیدمش ، خیلی بیشتر به ارزش ها و ریزه کاری های این اثر بی نظیر پی بردم .سریالی که هم حماسه بود ، هم رمنس داشت ، هم اجتماعی بود ، هم به فرهنگ زندگی مردم عادی می پرداخت . بالاتر از همه این ها ، یک روایت تاریخی بدون هیچ غرض ورزی بود و کاملا بی طرف به شخصیت های تاریخی می پرداخت .داستان و شخصیت پردازی های عالی .صحنه آرایی و میزانسن های بی نظیر که من واقعا از دیدنشون سیر نمی شم، مثل مجلس عروس عباس یا مجلس ختم اسد و بیژن (پایین افتادن لاله اسکندری از پنجره یادتون هست ؟!!). دیالوگ های موزون و بی نقص که آدم رو یاد کارهای استاد مرحموم علی حاتمی می انداخت. بازی های خیره کننده بازیگران اصلی مثل پارسا پیروزفر و کامبیز دیرباز. حضور چهره های شاخص سینما و تئاتر مثل سعید راد(رضا شاه) و محمود استاد محمد (ید الله یه گوش). استفاده از تکنیک های نوین سینما مثل پرده آبی (نبرد هواپیماها). جلوه های ویژه میدانی واقعا کم نظیر مثل صحنه های نبرد ساحلی تو بندر پهلوی یا جنگ با عراق که آدم رو یاد فیلم دوئل می انداخت.موسیقی استاد حسین علیزاده .و کلی ویژگی دیگه که اگه بخوام همش رو بگم حتما حوصله تون سر می ره.البته هیچ کاری بی نقص نیست . ریتم کند سریال و اصرار بیش از حد برای نشون دادن فرهنگ عامه مثل نزدیک ده دقیقه خیمه شبازی یا نشون دادن قسمت های طولانی ای از فیلم های برباد رفته و پدرخوانده که واقعا نمی دونم چرا اینقدر روشون تاکید داشتن.و البته بی دقتی هایی که در قسمت های بعد از انقلاب صورت گرفته بود. اما باز هم هیچ کدوم از این ها چیزی از ارادت من به استاد جعفری جوزانی کم نمی کنه. خلاصه ، حالاحالاها نباید منتظر یه همچین سریالی از سیما باشیم.

به شکل گرفتن سه رنگ پرچم ایران دقت کنید. یکی از هزار ریزه کاری که تو سینما و تلویزیون خیلی کم می بینیم و این سریال جور همشون رو کشید

رضا شاه – سعید راد

یه سریال دیگه که هم که من به طرز عجیبی باحاش حال کردم و دوباره این تابستون کامل نگاهش کردم ، «زیر تیغ» محمدرضا هنرمند بود . محمدرضا هنرمندی که تا قبل از اون با فیلم های کمدی مثل مرد عوضی ، عزیزم من کوک نیستم می شناختمش و وقتی که همچین سریال تراژیکی رو ازش دیدم باورم نمی شد که این کار مال همون کارگردانه. اول کار حضور بازیگرهایی مثل پرویز پرستویی و فاطمه معتمدآریا و آتیلا پسیانی و سیاوش طهمورث یاعث نشستن من پای سریال شد اما بعد از چند قسمت که داستان ماجرا افتاد رو غلتک ، همه چی رو زیر سایه خودش گرفت. استیصال و عذاب وجدان رو هیچ کسی مثل پرویز پرستویی نمی تونست این قدر خوب دربیاره. بازی عالی بازیگرهایی مثل فریبا جدیکار(مادر رضا) و نگار جواهریان (اون موقع هنوز به این شهرت امروزش نرسیده بود) و حتی شبنم مقدمی (زن خسرو) وقتی که اومده بود خونه محمود (پرویز پرستویی) رو اصلا نمی شه فراموش کرد. اما بدون شک بهترین بازی سریال مال هوشنگ توکلی (دایی) بود ، منولوگش تو دادگاه رو که از یادتون نرفته. موسیقی واقعا شاهکار استاد حسین علیزاده که اصلا جای هیچ حرفی نمیذاره ، هر وقت که تیتراژ سریال رو نگاه می کنم سر جام میخکوب می شم .تنها مشکل سریال پیان بندیش بود که به نظرم خواسته بودن سر هم بندیش کنن.

هوشنگ توکلی تو هر صحنه ای که بود ، صحنه رو مال خودش می کرد

پرویز پرستویی ثابت کرد که سوپر استار بودن یعنی چی

می دونم که الان از خودتون می پرسین که این کیه دیگه که lost و prison break رو ول کرده و سریال ایرانی نگاه می کنه. خب چی کار کنیم دیگه ، سلیقه س.

ممنون که تا آخر باهام بودین.

یاعلی



۸۹ / ۰۵ / ۱۶

تابستونه

سلام

من زنده ام . این چند روزه چند نفر چند بار این سوال رو ازم پرسیدن که زنده ای یا نه ؟ مشغول تموم کردن فاز اول تفریحات تابستون بودم که خدا رو شکر با موفقیت تموم شد. الان تو فاز دوم مشغول فیلم دیدن ، سینما رفتن ، خیابون متر کردن هستم که احتمالا تا ماه رمضون طول بکشه . تو فاز اول مشغول سریال دیدن ، دید و بازدید دوستان و بازی کردن بودن . اینکه امتحان ها رو چی کار کردیم ، دیگه گذشته ، فکرشون رو دیگه نباید کرد ، فقط امیدوارم بهداشت و روان رو ۱۰ بگیرم . ترم بعد با اون درسنامه اعصابی که من دیدم فقط باید دست به دعا برداریم . البته یه سری از دوستان که من دیدم کتاب نوروآناتومی گرفتن که تو تابستون حسابی حال کتابه رو بگیرن. دستشون درد نکنه.

شاید از وقت این مطلب گذشته باشه ولی من تو یکی از بزرگترین اشتباهات زندگیم ، کنسرت همایون شجریان و حمید متبسم رو از دست دادم . هنوز باورم نمی شه که لذت شنیدن صدای همایون شجریان با لحن و موسیقی حماسی رو از دست داده باشم . فکر کنید شاهنامه خوندن همایون شجریان با ارکستر تمام سنتی . کوفتت بشه کیوان.

 

فیلم های «The Ghost Writer» ، «Inception» رو هم اگه دستتون اومد حتما ببینید . به عنوان یه پیکساری تیفوسی هم TOY STORY 3 رو به عنوان فیلمی که اگه نبینید بعدا حتما پشیمون می شید ، بهتون پیشنهاد می کنم. از بین فیلم های خودمون هم احتمالا «هفت دقیقه تا پاییز» و «چهل سالگی» رو دیدید (هفت دقیقه تا پاییز رو خیلی دوست داشتم). از فیلم های سری جدید اکران هم «مقلد شیطان» فیم خوبیه اما اگه «نا سپاس» رو ببینید ، فقط پولتون رو دور ریختید. اگه می خواید تو سینما یه کمدی تقریبا خوب ببینید و بخندید «پسر آدم دختر حوا» رو ببینید .

 

به عنوان حسن ختام هم یه سری از آهنگ های وطنی که خودم خیلی دوست داشتم براتون می ذارم .

کاروان – شهرام ناظری

از خاک – علیرضا قربانی

از خون جوانان وطن – محدرضا شجریان

از خون جوانان وطن – الهه

از خون جوانان وطن – سالار عقیلی

ای ایران – بنان

ای ایران – ارکستر ملی

سپیده – محمدرضا شجریان

وطن من – ایرج بسطامی

ایران ای سرای امید – محمد رضا شجریان

وطن – همایون شجریان

وطنم – سالار عقیلی

میهن – محمد رضا شجریان

این هم ۳ تا آهنگ خیلی زیبا از مرحوم استاد محمد نوری ، روحشون شاد.

 

ایران ایران

سفر برای وطن

سرزمین محبوب من

 




RSS 2.0

rss 2.0

About Me

Bahman Parsoun     
اون: سلام
من : سلام، بازم تو؟
اون : چه طوری ؟
من: هنوز کار دیگه‌ای پیدا نکردی ؟
اون: نه بازم چندتا سوال ازت داشتم
من: بپرس
اون: اسمت چی بود؟
من: یادت نیست؟
اون : فکر کردی انقدر مهمی ؟
من: بهمن
اون: چندسالته ؟
من: 21
اون : چی کاره ای ؟
من: دانشجو
اون: کجا زندگی میکنی ؟
من : خوابگاه، خونمون
اون : خوشمزه، شهرو بگو
من: تهران و کرج
اون: تفریحت چیه؟
من: موسیقی، فیلم، اینترنت
اون: چه موسیقی گوش میدی؟
من:  سنتی، راک
اون:از چه کارگردانی خوشت میاد؟
من: زیادن آقا
اون: یه ایرانی بگو یه خارجی؟
من : میرکریمی، تیم برتون
اون:ورزش هم میکنی؟
من :آره جدیدا یکم میدوام!
اون : خواننده مورد علاقه ت؟
من :استاد شهرام ناظری
اون : تیم فوتبال مورد علاقه ت؟
من : استقلال، بایرن و چلسی
اون: اسطوره زندگیت کیه؟
من: مگامایند!
اون : برات متاسفم
من : دفعه قبل هم همینو گفتی
اون: از چه کسی متنفری؟
من : گواردیولا
من: بسه دیگه
اون : نه هنوز سوال دارم
من: جون عزیزت برو یکی دیگه رو سر کار بذار
اون : سرکار کدومه بابا صبر کن
منو در حال حرکت به سمت غروب آفتاب تصور کنید

My IrExpert ProfileFollow Me on ViwioFind Me on MyFC

Contact Me

   Email

Freinds Links

  • آرمین
  • ماکان
  • Search


    Archive

  • Tools

    Add to FavoritesRSS 2.0 FeedDownload FireFoxAtom 1.0 Feed

    Special Thanks to

    Persian Wordpress wordpress

    Last Enteries

  • . کپی برداری از مطالب این وبلاگ با ذکر صلوات بلامانع است
    قـدرت گـرفـتـه از وردپـرس |  طـراحـی شـده تـوسـط بـهـمـن پـرسـون